آقا یکی از همکلاسی های من خیلی ارسلان قاسمی رو دوست داره

منم پریشب خواب دیدم رفتیم توی یه مغازه ای (فکر کنم سوپر مارکت بود)

بعد دیدم ارسلان قاسمی و خواهرشم اومدن تو مغازه

آقا منم رفتم سمت ارسلان قاسمی گفتم دوست من خیلی شما رو دوست داره اسمش فلانه و بیا یه امضا بده ببرم بهش بدم

اونم داشت میرفت سمت در مغازه که بره بیرون و گفت یکی از همکلاسیای منم اگه من بگم جواب فلان معادله میشه 10 ینی میشه 10 ، اگه بگم میشه 6 ینی میشه 6 !

منم همچنان دنبالش میرفتم البته :|

بعد خودش و خواهرش سوار ماشین شدن و از دست من فرار کردن

the end :|

#ینی من عاشق خوابای درپیتمم !