همین الان یهویی بدون هیچ انگیزه ی قبلی

شروع کردم به خوندن آهنگ من و بارون :

بازم دلم گرفته تو این نم نم بارون

چشام خیره به نوره ، چراغ تو خیابون

خاطرات گذشته منو میکشه آسون

چه حالی دارم امشب ، به یاد تو زیر بارون

یاد زمستون پارسال افتادم،صبح جمعه،سرم توی برگه ها و دفترام،خوندن مطالعات لعنتی

صدای نم نم بارون که میخورد رو پشت بوم و درودیوار

درسو ول میکردم و میرفتم زیر بارون

البته بارونای اینجا که اسیدی و آلوده اس :|

میرفتم زیر بارون و همین آهنگ میخوندم

هعی ...

یهو خاطره ی اون روزا زنده شد

:))))