نیم ساعت پیش لام، دوستم زنگ زد و گفت مدرسه ای که من قبول شدم قبول شده !

درسته از خواب بیدارم کرد و صدامم عین جن سرما خورده شده بود،اما واقعا خوشحال شدم از این خبر

مدرسه من بهترین مدرسه ی راهنمایی شهره و به داشتن کادر خوب و سختگیری معروفه

این دوستم خییییییلی درسخون بود ، میگفت ساعت 12 و نیم که از مدرسه میام سفره ی ناهار پهنه

ناهارمو میخورم و ساعت 1 میشینم پای درسام

همیشه توی پرسشای شفاهی همه ی سوالا رو دقیقا مثل کتاب جواب میداد این قبولی حقش بود

بگذریم...

زنگ زد و گفت وقتی رفتم ثبت نام کنم بهم گفتن 31 شهریور جشن داریم،جشن ساعت 9ـه و باید ساعت 8 مدرسه باشیم

گفت خانم ر ینی معاون مدرسه انتخابش کرده برای اجرای برنامه و ازش خواسته که خودشم یه نفر دیگه رو انتخاب کنه تا دوتا مجری داشته باشیم

خب...

لازمه بگم منو انتخاب کرده بود ؟!؟ :|

ساعت 10 و نیم بیدار شدم و خستمه

الانم باید برم متن رو آماده کنم و دنبال شعر بگردم برای لابه‌لای متن

#مدرسه_هنوز_باز_نشده_مایه_شر_و_دردسر_است

+

 

+

+

+