ضدحال خوردنای منم از موقعی شروع شد که شروع کردم به تصور کردن، ینی چی؟ ینی مثلا تابستون قبل از اینکه برم کلاس زبان تصور میکردم کلاسمون بزرگ، صندلی ها مرتب و منظم با یه تیچر خوش قیافه (!)  بچه های باحال! ولی وقتی میرفتم سر کلاس با دیدن یه کلاس کاملا معمولی و بچه های به غایت نچسب به طرز وحشتناکی حالم گرفته میشد و میخورد تو ذوقم!

قبل از اینکه بیایم تو این خونه، فکر میکردم اینجا خیلی بزرگ و قشنگه و تو حیاطش تاب داره و ...

ولی وقتی اومدیم اینجا، با اینکه هم بزرگ بود و هم قشنگ و هم تاب داشت ولی چون اون چیزی نبود که توی ذهن من بود حالمو گرفت

حتی قبل از اینکه زندایی جدیدمو ببینم قیافه شو واسه خودم تصور میکردم و وقتی روز بله برون واسه اولین بار دیدمش همه تصوراتم بهم ریخت!

این اتفاق بارها و بارها تکرار شد تا که من تصمیم گرفتم قبل از اینکه چیزی رو ببینم یا تجربه کنم در موردش تصور و خیال خاصی نداشته باشم که بعدش اینطوری بخوره تو ذوقم!

این موضوع الان شده حکایت ملت غیور ما

حالا چگونه؟

این گونه که همه مردم میرن سریال شهرزاد رو میخرن نگاه میکنن، فکر میکنن ترانه علیدوستی شخصیتش شخصیت شهرزاده، فکر میکنن مثل شهرزاد لباساش پوشیده است، فکر میکنن مثل شهرزاد سرسنگین و کم حرفه و کلا یه چیزی فراتر از انسانه، بعد با تمام این تصوراتی که تو ذهنشون پروروندن میان تو اینستاگرام و میرن تو پیج ترانه علیدوستی و عکس لباسشو تو جشنواره کن میبینن و میگن:

_پس حجابت کو؟

_واقعا که خانوم علیدوستی این تیپ از شما بعید بود من شمارو الگوی خودم قرار داده بودم!

_کاش یکم مثل توی فیلماتون شرم و شخصیت داشتین

_هیچی نمیپوشیدی که سنگین تر بودی

_شما مثلا نماینده مردم ایران بودین این تیپ و قیافه ازتون بعید بود

یا خیلی فحش های دیگه ای که مینویسن و ابراز تاسف میکنن برای اون هنرپیشه که خاک بر سرت تو هم از راه به در شدی!

جدا از درگیری هایی که بین طرفدارا و مخالفا پیش میاد و در نهایت فحش خوردن هر دو طرف به علاوه ی هنرپیشه بدبخت!

روی حرف من اینه دوستان، فکر نکنین هنرپیشه ها همونطورین که توی فیلماشون هستن، ازشون برای خودتون اسطوره و آیینه خدا نما نسازید که بعد اینطوری بخوره تو ذوقتون و بیاید یه چیزایی بنویسید که هم شان خودتون بره زیر سوال، همه بقیه!